یکی از بزرگترین سرمایه گذاران بورس نیویورک و جهان با نظریه های فوق العاده اش و خرید های حرفه ایش بنجامین گراهام است.زاده انگلستان و بزرگ شده آمریکا که در دانشگاه کلمبیا مشغول به تحصیل بوده و بعد از آن در یکی از کارگزاری های وال استریت آینده خود را شکل داد.دو کتاب سرمایه گذاری هوشمند و تجزیه اوراق بهادار از تالیفات درجه یک و عالی گراهام میباشد که تا به الان از کتاب های برتر حوزه سرمایه گذاری شناخته شده اند.او پدر سرمایه گذاری بنیادی و یک اقتصاددان مشهور آمریکایی،یک مدیر سرآمد سرمایه گذاری و نویسنده کارهای بنیادی بود.تنها کسی که بدون ریسک های بزرگ توانست سود های کلانی را کسب کند و معروف شود بنجامین بود.با تعریف بعضی بزرگان دیگر از جمله جان ترین،بنجامین را بزرگترین متفکر سرمایه گذاری بنیادی بورس در طول تاریخ ،ریزه کار،باهوش و باذکاوت معرفی کرده اند.جالی است بدانید مربی وارن بافت ،گراهام بود.

در سال ۱۹۲۶، گراهام یک شرکت سرمایه گذاری با جروم نیومن (Jerome Newman) راه انداخت و شروع به سخنرانی در دانشگاه کلمبیا با موضوعات مرتبط با امور مالی کرد، سخنرانی ‌هایی که تا بازنشستگی او در سال ۱۹۵۶ ادامه داشت. گزارش شده که گراهام در سقوط بورس آمریکا در سال ۱۹۲۹ شخصاً با شکست مواجه شد، اما شرکت سرمایه گذاری او نجات پیدا کرد و آرام ‌آرام به جایگاه سابق خودش دست ‌یافت.گراهام یکی از معروف‌ ترین فعالان بورس در سال‌های دهه ۶۰ میلادی بود که علاوه بر نظریه‌ پردازی با خرید های خود توانست به عنوان یک بروکر موفق نام خود را در تاریخ بورس نیویورک ثبت کند.در سال ۱۹۲۶ وال‌استریت را ترک کرد تا شرکت شخصی خود، گراهام نیومن را تاسیس کند. این شرکت از بحران و رکود سال ۱۹۲۹ جان سالم به د‌ر برد و تنها در سال ۱۹۵۶ فعالیت آن متوقف شد.

این کتاب زمانی تالیف شد که علم تحلیل پیشرفت چندانی نکرده بود و سهام داران با ریسک و عدم قطعیت بالایی خرید و فروش می کردند. بنجامین گراهام اولین نفری بود که درباره ارزش ذاتی سهام صحبت کرد.او همچنین به عنوان معلم و مربی وارن بافت و خیلی از سرمایه گذاران مشهور، شناخته می‌شود. گفتنی است او در سال ۱۸۹۴ در لندن به دنیا آمد و سال ۱۹۷۶ درگذشت.او در سال ۱۹۳۴ با انتشار کتاب “تحلیل اوراق بهادار” به همراه دیوید دادد خود را به عنوان یکی از اقتصاددانان تحلیلگر بازار بورس مطرح کرد و پس از آن بیشتر به تحقیق و مطالعه در این زمینه پرداخت. کتاب تحلیل اوراق بهادار به همراه کتاب “سرمایه‌گذار هوشمند” در سال ۱۹۴۹ (ویرایش چهارم این کتاب در سال ۲۰۰۳ به همراه جیسون زواگ منتشر شد) دو کتاب بسیار مشهور او هستند. وارن بافت کتاب سرمایه‌گذار هوشمند را بهترین کتاب سرمایه‌گذاری که تا به حال منتشر شده‌است، می‌داند.

به طور خلاصه، شاکله اصلی سرمایه گذاری ارزشی گراهام این است که سرمایه گذاری (برای مثال سهام شرکت الف) باید به طور اساسی بیشتر از چیزی که سرمایه گذار برای آن می ‌پردازد، ارزش داشته باشد. او به یک تحلیل جامع عقیده داشت، چیزی که ما آن را تحلیل بنیادی می‌ نامیم. او به دنبال شرکت‌ هایی با ترازنامه قوی، بدهی کم با حاشیه سود بیشتر از میانگین و جریان پول نقد زیاد بود.سرمایه گذاری ارزشی، سرمایه گذاری روی چیزهایی است که ارزش ذاتی دارند. باید درک کنیم که پول وسیله است و این سرمایه ارزشی مربوط به زندگی شماست.با به‌کارگیری یک سیاست ساده در سرمایه‌گذاری سهام و ایجاد سهام در شرکت‌ها و کمپانی‌های بزرگ کار خود را آغاز کنید. چنین سیاستی نیازی به تخصص در بازار سرمایه‌گذاری ندارد. تهیه اوراق بهادار خارج از این سیاست، سبب خارج شدن از دایره اطمینان و مواجه شدن با مشکلات جدی خواهد شد.

بر اساس نظر گراهام و Dodd سرمایه گذاری بر اساس ارزش ذاتی در یک سهام ، مستقل از قیمت بازار است. با بررسی عواملی مانند دارایی های شرکت، درآمد٬‌ پرداخت سودو … ارزش ذاتیِ سهام به دست می آید و سپس با ارزش بازار آن مقایسه می شود.اگر ارزش ذاتی بیشتر از قیمت فعلی است، سرمایه گذار باید آن سهم را بخرد و نگه دارد تا اینکه سهام به قیمت واقعی خود برسد.این نظریه می گوید که در طول زمان، قیمت بازار و ارزش ذاتی سهام نسبت به هم بسیار نزدیک می شوند.تمایل قیمت برای رسیدن به ارزش ذاتی اش را همگرایی قیمت می گویند.بیشتر اوقات قیمت سهام در نتیجه گرایش ریشه‌دار بیشتر مردم به قمار و سفته بازی، برای باز کردن راهی به سوی امید و رهایی از ترس و طمع در معرض نوسانات قیمت غیرمعقول و بیش‌ازحد قرار می‌گیرند.حتی سرمایه گذار هوشمند هم ممکن است به نیروی اراده بسیار قوی برای جدا ماندن و پیروی نکردن از انبوه مردم نیاز داشته باشد.

خانواده گراهام وقتی یک سال داشت، یعنی در سال ۱۸۹۵ از انگلستان به ایالات ‌متحده مهاجرت کردند. او در منهتن و بروکلین نیویورک بزرگ شد. وقتی او ۹ ساله بود، پدرش از دنیا رفت و دوران سخت خانواده از نظر اقتصادی، گراهام را به دنیایی از مشغله ‌های ذهنی در مورد دستیابی به امنیت مالی هدایت کرد.او خیلی از اوقات پنهانی به مشتریان کارگزاری مشاوره می‌ داد و همین موجب حسادت‌ دیگر همکاران او‌ شد و‌ درنهایت از آنجا اخراج شد. ولی گراهام که به سرمایه‌ گذاری‌ های خود اطمینان زیادی داشت با سرمایه ای کم به خرید سهام در بورس نیویورک ادامه داد و پس از مدت کوتاهی توانست ‌میلیون‌ ها دلار از این راه به دست آورد و نام خود را به عنوان یکی از معامله‌ گران مطرح وال‌ استریت مطرح کند.او سرمایه‌گذاری با پتانسیل بالا را با برخورداری از معیارهای خاص خود انتخاب می‌کرد. بازده سود به قیمت حداقل دو برابر بازده اوراق قرضه یکی از آن معیارها است. او معتقد بود که ما به عنوان یک سرمایه‌گذار، هر روز این قدرت را داریم که پیشنهادات بازار بورس را بپذیریم یا رد کنیم.فرادی که تصور می‌کنند که مجبور به سرمایه‌گذاری هستند، باید بدانند که اشتباه بزرگی را مرتکب می‌شوند. گراهام همواره به حفظ حاشیه امنیت تاکید داشت و بر این باور بود که خرید سهام باید پایین‌تر از قیمتی باشد که تجارت محافظه‌کارانه برای آن تعیین کرده‌است.

به‌ندرت اتفاق می‌افتد که بنیان‌گذار یک اصل، جانشینانش را هر چند کوتاه تحت‌الشعاع کار خود قرار دهد؛ اما پس از گذشت ۴۰ سال از انتشار کتاب “تجزیه و تحلیل اوراق بهادار” که ساختار و منطق را به فعالیتی بی‌نظم و آشفته هدیه کرد، فکر کردن درباره نامزدهایی حتی برای کسب مقام دوم در زمینه تجزیه و تحلیل اوراق بهادار مشکل است.سرمایه گذاری وقتی هوشمند است که بیشتر شبیه کسب و کار باشد و اصولی که برای یک کسب و کار وجود دارد، به طور کامل در آن رعایت شود. کسب نتایج سرمایه گذاری رضایت بخش ساده تر از چیزی است که بیشتر مردم فکر می کنند، اما به دست آوردن نتایجی بالاتر از این، سخت تر از چیزی است که به نظر می رسد.اگرچه جزئیات خاص سرمایه‌گذاری گراهام در دسترس نیست اما براساس گزارش‌های موجود او سالانه ۲۰% بازده از سرمایه‌گذاری‌های خود کسب می‌کرد. زندگی بنجامین گراهام نیز مانند بسیاری از سرمایه‌گذاران دیگر مملو از فراز و نشیب بود.

دسته‌ها: دسته‌بندی نشده

0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *